خرید بک لینک
رو به دروازه های شهر، بی تابِ آمدنت. می تپد قلبم، سرشار از حس محبت و دلتنگی.... و می تپد. بوی تو، بوی مردی که دوستش می دارم را در مشامم تکرار می کنم. بوی مردی، که سالهاست به دوست داشتنش ادامه داده ام، با دوست داشتنش زندگی کرده ام، بخشیده امش، بارها و بارها. 8 اردیبهشت 1396 نوشته شده در جمعه ۱۳۹

برچسب: نویسنده: آراد امیری تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 3:16

به مشرق چشمانم وارد شو و در مغرب قلبم فرود آی. جغرافیایِ حضورت را در تاریخِ زندگیمان تکرار کن. بی نهایت تکرار کن. من فلسفه نمی دانم اما شاعرِ ریاضیاتِ این رابطه ام. خودت را بر من، مرا برخودت، تقسیم کن. مرا در خودت، خودت را در من، ضرب کن. بیا تو با من، من باتو، جمع شویم، ما شویم. فراق را کم کنیم و

برچسب: نویسنده: آراد امیری تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 3:16

هوای من پر از بارون و بارونه پر از ابر و پر از برقه پر از بادایِ نمناکه هوای من پر از گلهای نارنجه پر از نور و صدایِ این همه رعده هوایِ این بهارهِ نو هوایی که تو توش نیستی منو عاشق ترم کرده منو شاعرترم کرده صدایِ قطره های آب که می کوبن رویِ شیشه که جاری میشن و میرن به زیر پایِ هر ریشه منو دل نازکم

برچسب: نویسنده: آراد امیری تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 3:16

عشق ینی وقتی که دستتو میگیرم مطمئن باشم که از خوشی میمیرم عشق ینی وقتی که بی قرارت میشم مطمئن باشم که تو میمونی پیشم از صمیم قلبم با همه احساسم پای موندم تا خودمو بشناسم وقت دیدار تو زیر نور ماهه ما دوتا خوشبختیم راه ما کوتاهه عشق ینی وقتی که دستتو میگیرم مطمئن باشم که از خوشی میمیرم

برچسب: نویسنده: آراد امیری تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 3:16

نگاهت قلبمو بُرده هنوزم پس نیاورده دلم بی تاب چشماته بیا تا کم نیاورده تموم حس و حال من به سمت تو سرازیره کجای زندگیم هستی بیا فردا یکم دیره نگاهت قلبمو بُرده هنوزم پس نیاورده دلم بی تاب چشماته بیا تا کم نیاورده عجب حسی به من دادی نه خوشحالم نه غمگینم روزا خوابتو می بینم شبا بیدار میشینم

برچسب: نویسنده: آراد امیری تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 3:16

بهار تمام شد تابستان نزدیک است پاییز، بعد از آن و زمستان، خواهد رسید بارها بهاری بودیم تابستانی شدیم پاییزی و زمستانی. دلتنگِ بهارِ خنده هایت مشتاقِ تابستانِ نفس هایت امیدوارِ پاییزِ رنگارنگِ آغوشت و به انتظارِ زمستانِ پرخاطره ی تو هستم هم هستی، هم نیستی در فکرمی، در کنارمی، در برابرمی، پشت سرمی برا

برچسب: نویسنده: آراد امیری تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 3:16

توت ها رسیده اند چنان که از آسمانِ درخت به زمینِ خاک فرود آمده اند قدم هایت را انتظار کشیدند قبل از آنها کوتاه آمدی و رفتی در نگاهت دوباره دیدنت را ندیدم به امید دیدار نگفتی اما مرا به خودم و به زندگی سپردی و رفتی 24 خرداد 1396 نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۳/۲۴ساعت 23:4 توسط شادی | |

برچسب: نویسنده: آراد امیری تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 3:16

قدم میزنی، هر صبح، هر عصر، هر شب... در برابرم، تمام قد و پر رنگ..... با ستاره ها می آیی و بر بالینم سر میگذاری با خورشید می آیی و چشمانم را می نوازی بویت در مشامم گرم و تازه است گرمایت بر پوستم جاری صدایت در گوشم دلتنگم از دوریت بی تابم از نبودنت و امیدوار که بی امید زیستن، زندگی نیست که 19 پاییز د

برچسب: نویسنده: آراد امیری تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 3:16

ساعت از نیمه گذشته است پُرم از دلتنگی پُرم از عادتِ اندیشه به تو پُرم از تنهایی ساعت از نیمه گذشته است در چه حالی؟ من در این غُربتِ ناپیدا به تو سرگرمم و شادم من در این تنهایی ساکنِ قلبِ توام ساکنِ روحِ توام با توام در کنارت که شده عادتِ شبهای بلندم تو کجایی؟

برچسب: نویسنده: آراد امیری تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 3:16

صفحه بندی